نقش ورزش در تعاملات بين المللي و تجلي فرهنگي
ورزش فعاليتي براي همكاري و تعامل بينالمللي است و يافتن پايگاه در جامعه بينالمللي با موفقيت در رويدادهاي ورزشي گره خورده است.
نقش اوليه ورزش در روابط بينالملل، نقش يك ديپلماسي عمومي است. يعني اينكه، ورزش به بيان دقيق منافع ملي ثانويه (نظير قابليت رويت، تجلي ايديولوژي، رشد جايگاه، مشروعيت)، به امتحان كردن پيش قدميها در روابط خارجي، به رشد و بهبود مبادلات تفاهم فرهنگي و به كاهش پتانسيل براي كشمكش عملي از طريق بروز خصومتها در زمينهاي محصور و كنترل شده، كمك ميكند. نقش ورزش در روابط بين الملل و توسعه ملي نشان دهنده معنا و اهميت سياسي ورزش در بسياري از جوامع است. شمارش مدالهاي طلا در المپيكها دقيقاً بدين دليل مهم است كه اين شمارش به سنجش مشروعيت سياسي، به سنجش مدرنيزاسيون يا به سنجش عزم راسخ افراد، تبديل ميشود.
انگيزه نيل به پايگاه مقبول در جامعه بينالمللي و تبديل اين پايگاه به مزيت سياسي، محدود به كشورهاي در حال توسعه نيست. كشورهاي بلوك شرق، منابع هنگفتي براي كسب موفقيت در رقابتهاي بينالمللي صرف نمودهاند. در ايالات متحده آمريكا، موفقيت در ورزشهاي بينالمللي هدف بسيارجدي محسوب ميشود، زيراچهازلحاظ داخلي و چه ازلحاظ خارجي اين موفقيت بعنوان گواه برتري نظامهاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي كشور، تفسير ميشود.
نقش منسجم كننده ورزش براي يك ملت، مشابه نقش ساختاري - كاركردي منتسب به ورزش در اجتماعات ميباشد كه درمطالعات كلاسيك Lynds)، (Hollingshead و Stone و مطالعه اخير Wilkerson+Dodder يافت شده است. انسجام براي مقابله با تنوع و تضاد نژادي، قومي، منطقهاي و طبقاتي موجود در داخل يك كشور، دليل عمدهاي است كه سبب ميشود تا ملتها مشاركت در رويدادهاي ورزشي كاملا" آشكار را تشويق و ترغيب نمايند. مطالعه لور در مورد فوتبال در برزيل نشان ميدهد كه چگونه ورزش به يك جمعيت متنوع، عامل مشتركي تحت نام همبستگي ملي ميبخشد. پس ورزش ميتواند نقش مهمي در هويت ملي يا حس ناسيوناليسم ايفا نمايد تا بتوان بطور موقت بر تفاوتها و اختلافات موجود، فايق آمد. حكومتها با آگاهي از نقش متحد كننده ورزش، اغلب رقابتهاي بين المللي را تشويق ميكنند. اگرچه، منتقدان معتقد به ديدگاه تضاد بر اين باورند كه استفاده از ورزش براي تشويق متجانس نمودن مردم جامعه، بيانگر تلاشي است براي كنترل اين مردم از طريق تلقين ارزشهاي حاكم خاصي بر آنها كه نتيجه اين امر، تقليل احتمال چالش عليه صاحبان قدرت ميباشد1989) Klein). مشاركت در ورزش بينالمللي مستلزم مشاركت در شبكهاي از سازمانها ميباشد كه اين سازمانها داراي قلمرو جهاني هستند. قبل از اينكه اين مشاركت بتواند مؤثر واقع شود، بايستي پايگاهي سازماني كه كاركنان آن پرسنلي شايسته و ذيصلاح باشند، توسعه يابد. ورزش مكانيسمي فراهم ميآورد تا سازمانها به يكديگر پيوند خورده و مهارتهاي مديريتي و اداري در ميان مردم بومي توسعه يابد. برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين از جمله كوبا، اين كار را انجام دادهاند. نيكاراگويه از بيسبال بعنوان مكانيسمي براي بازسازي نهادهاي داخلي بعد از وقوع انقلاب و براي برپايي مجدد ارتباطات و هماهنگي منطقهاي و درون مملكتي، استفاده نمود. در برخي موارد نظير جمهوري دومينيكن، استفاده از ورزش براي رشد دهي و بهبود بخشي به نيروي انساني يك جمعيت بومي، كمكي بوده است به كاهش وابستگي يك كشور كوچكتر و داراي منابع محدودتر به كشورهاي بزرگتر(1988 Klein1989 ,Frey).
ورزش نوعي تجلي فرهنگي نيز محسوب مي شود. زيرا به ورزش بعنوان زمينه مؤثري براي يادگيري ارزشها و باورهاي مورد قبول و براي كسب ويژگيهاي منش مطلوب، نگريسته ميشود. عليرغم وجود انتقادات مداوم، بخاطر وجود اين باور كه ورزش ارزشهاي مناسبي نظير خود انضباطي، رفتار جوانمردانه و قدرداني كار سخت، رقابت و نيل به هدف را آموزش ميدهد، حمايت اجتماعي بسيار قوي براي مشاركت ورزشي وجود دارد. جامعهپذيري جوانان و بزرگسالان، چه مشاركت كنندگان در ورزش و چه غيرمشاركت كنندگان، از طريق تجلي ورزش در وسايل ارتباط جمعي صورت ميگيرد. وسايل ارتباط جمعي از طريق مديريت تصوير ذهني، دستكاري سمبلها و تفسير ورزشي، به جامعهپذيري ميپردازند. محصول ورزشي تبليغ شده در رسانه كه منعكس كننده ارزشهاي محافظه كارانه، اقتدارطلب و مليت گرايانه ميباشد، به گرمي مورد پذيرش مخاطبان خود قرار ميگيرد؛ اين محصول بر آنها تحميل نميشود. در شكل پيامهاي ارزشي موجود در نمايش ورزش محتواي سياسي ضمني وجود دارد. بعنوان مثال، ونر در مطالعه و شرح مسابقه سوپرباول دريافت كه محتواي ارزشي اين مسابقه بشدت كار سخت، فردگرايي شديد و غرور ملي را تأييد و تصديق ميكند. وسايل ارتباط جمعي به يك معنا، خالقان فرهنگ بوده و به ما اطلاعاتي در مورد آنچه كه مورد قبول است و آنچه كه مورد قبول نيست، ارايه ميدهند. بدينسان، وسايل ارتباط جمعي از طريق نمايش و تفسير رويدادهاي ورزشي، نظم تثبيت شده و وفاق ارزشي را تقويت مينمايند. اين نمايشهاي ورزشي از طريق وسايل ارتباط جمعي ميتوانند بر ايدههاي ما در مورد ورزش، ادراك ما نسبت به جنسيت، نژاد، روابط اجتماعي و رفتار مناسب و مقتضي و بر تبعيت و پيروي ما از ارزشهاي خاص، تأثير گذارند. همچنين در حال حاضر علوم ورزشي در حال پيشرفتي وجود دارد كه هدف اوليه آن بهبود عملكرد است. تأكيد اين علوم بر استراتژيها، بهبود تكنيكي، مداخله تغذيهاي و روانشناختي يا هر تكنيكي براي دستكاري يا مهندسي كردن ورزشكاران براي بهتر نمودن عملكرد آنها ميباشد. اين فرآيند علمي شدن ورزش قهرمانانه ناميده ميشود، اين روندي است كه با اهداف ابزاري ورزش شركتي، هماهنگ و سازگار است.
عواقب و دستاوردهاي تجارتي شدن ورزش در فرهنگ جامعه بسيار مهم ميباشند. اول اينكه، ممكن است تغييراتي در شكل يا قواعد بازي صورت گيرد. بعنوان مثال، در فوتبال تغييراتي صورت گرفته تا فوتبال از جذابيت بيشتري براي تماشاگران داخل استاديوم و بينندگان تلويزيوني برخوردار باشد.
به موازات نهادي شدن ورزش، بخصوص در بالاترين سطوح رقابت آماتور و حرفهاي ورزش منعكس كننده مدل شركتي / كالا ميشود. ورزش بيشتر به كار شبيه است تا به بازي. كانون كنترل از بازيكن / مشاركت كننده به مدير و حضار، تغيير مكان داده است. سرگرمي و تماشايي بودن جايگزين اخلاقيات و نجابت شده است. نمايش، جايگزين ورزش شده است Stone 1995)). امروزه جذب تماشاگران و حمايت مادي رسانههاي جمعي مهمتر از خود فرآيند بازي كردن است، زيرا اكنون ورزش، انگيزه سود و بازار يافته است. اخلاق دنياي تجاري و شركتي راهبر ورزش است نه اصول بازي و تفريح. نبايستي تعجب نمود كه ورزش در سطح بالا به پديدهاي تجارتي، كالايي و تودهاي تبديل شده است.
دوم اينكه، ممكن است جهتگيري يا ارزشهاي مشاركت كنندگان در ورزش از ارزشهاي مبتني بر استكمال نفس و رضايت به ارزشهاي مبتني بر سرگرمي و تفنن و نفع شخصي، تغيير يابد. كاكلي (1990 (Coakley اين پديده را بعنوان تغييري از جهتگيري زيباييشناختي كه تأكيد آن بر زيبايي و لذت تحرك، مهارت، توانايي و فعاليت مادام العمر است به جهتگيري قهرمانانه كه تأكيد آن بر خطر، هيجان، سبك و تعهد كوتاه مدت به پيروزي است، توصيف كرده است.
تجارتي شدن ورزش شديدا" تحت تأثير نقش رسانههاي جمعي، بخصوص تلويزيون، در برنامهريزي محصولات ورزشي و در پولهاي پرداختي به سازمانهاي ورزشي براي اخذ حق پخش اين برنامهها، قرار دارد. نقش رسانههاي جمعي در سالهاي اخير اهميت زيادي داشته است. بعنوان مثال، در سال 1990 سه شبكه تلويزيوني عمده، فقط 787 ساعت برنامههاي زنده ورزشي را پخش كردند، ولي در سال 1998 اين سه شبكه به اضافه كانالهاي TBS,SCA,ESPN برنامه زنده ورزشي را پخش نمودند (Stogel:1998)، يعني رشدي در حدود 90 درصد در طي 9 سال را شاهد بوديم. سرازير شدن شديد پولهاي ناشي از رسانههاي جمعي كاملا" قابل توجه و آشكار است. بعنوان مثال، ليگ ملي فوتبال حق پخش بازيهاي خود از سال 1990 تا سال 1993 را به قيمت 6/3 ميليارد دلار فروخت، در نتيجه درآمد ساليانه ليگ از تلويزيون، در طي آن سالها حدود 90 درصد افزايش داشت.
ماهيت ورزش بوسيله رسانههاي جمعي با تأكيد اين رسانهها روي نمايش يا آنچه كه آن را «سرگرمي شدن» خواندهاند، تغيير كرده است. بسياري از تغييرات حادث در ماهيت ورزش ناشي از تأثير رسانههاي جمعي و تمايل مديران اين رسانهها و نمايندگان مؤسسات ورزشي براي افزايش جاذبه محصولات ورزشي آنها به منظور حفظ حاشيه سود ميباشد. بنابراين، برخي اوقات رسانههاي جمعي، خشونت را تمجيد نموده، قهرمان خلق نموده، خواهان تغيير برنامههاي ورزشي شده و خواستار تغيير در قواعد ورزش ميشوند تا بر ارزش محصول افزوده، تعداد مخاطبان را افزايش داده و سود بيشتري از تبليغ كنندگان تجاري به دست آورند. نقش برجسته رسانههاي جمعي در ورزش بدين معناست كه در نمايش ورزش از طريق تلويزيون، واسطي وجود دارد. بدين معنا كه بينندگان آن نمايشي از ورزش را بصورتي كه بوسيله تفسير ورزشي، گزينش صحنهها و كارگرداني صحنهها، تصوير شده، ميبينند (Coakley, .(Comiskyet alنمايش رسانه جمعي از يك رويداد ورزشي، بعنوان واقعيت در نظر گرفته ميشود و اين نوعي ناديده گرفتن اين واقعيت است كه اين ارايه يك رويداد به نمايش درآمدهاي است كه تفسير ورزشي بر آن تأثير گذاشته است. آنچه كه به نمايش گذاشته شده، عموماً با دستور كار رسانههاي جمعي و مؤسسات ورزشي، هماهنگ و سازگار است.
نتيجه اينكه تقريباً در هر جامعه اي ورزش يك نهاد اجتماعي و بسيار برجسته است. ورزش عرصه فعاليتهاي الگومندي است كه فرصت منحصر به فردي براي مطالعه و فهم پيچيدگيهاي حيات اجتماعي فراهم مي آورد.
منبع:
-The Journal of the British Society of Sport History
Sport in International Relations (writer: Aaron Beacom)-Abstract
ترجمه و تنظيم: بيتا حمزه وي آزاد _ كارشناس اموربين الملل